یعنی اگر کارگردان های فیلمـ های ترسناکِ
Hereditary و anabell 2
دیشب ما رو تو اون وضع میدن
قطعا خودکشی میکردن :))
+ یعنی قسمتای ترسناک فیلمـ به حدی خندیدیمـ که یه تعداد اون وسط قل میخوردن ، یه تعداد دلشونُ فکشون ُ گرفته بودن از درد ، یه تعدادمـ مثل من همه ی اینا رو بودن و به پهنای صورت از شدت خنده اشک میریختن :))) اکیپ دیووانه بهتر از این نمیشه . خد.ایا شکرت :*
دیشب انقد حالمـ بد بود که همون ساعت ۱۰ خوابیدمـ ،
فرداش فهمیدمـ ساعت ۱ شب
دوستای همسر به بهونه تصادفِ کذایی برادر بنده
همسر ُ کشوندن پایین
تا به مناسبت تولد ۱۵ روز پیشش سوپرایزش کنن
صبح که بیدار شدمـ همه جا آرد ریخته بود
کف حموممـ آبی بود :|
یعنی نامردی نکرده بودن اول آرد ریخته بودن
بعد واسه محکمـ کاری کیک زده بودن
بعد با نخ شادی آبی دور تا دورُ تزیین کرده بودن :|
از لباسشمـ نگمـ براتون :|
+ امشبمـ مجبوریمـ با این قومـ مغول بریمـ بیرون :/
بعدا نوشتمـ : برنامشون کنسل شد و من بسیار خرسند از این که میتونمـ با دوستای خودمـ برمـ بیرون ُ پیتزا بخورمـ .
بعضیا آفریده شدن و هستن .
تا با وجودشون آرامش ُ انرژی مثبت رو بهمون هدیه بدن
+ وسط اون همه کامنت خصوصی ، غیر خصوصی و پیامـ های گفتینو ، انگار همش منتظر یه تلنگر بودمـ ، هیچ کدومـ قانعمـ نکرد ، هیچ کدومـ با منطق من سازگار نبود، خوشحالمـ پرواز ُ دارمـ
گاهی اصلـا دوس ندارمـ
نه در موردش حرف بزنمـ و نه بنویسمـ !!!
یکی از خاصیت های خوب یا بد من اینه که :
وقتی نخوامـ به چیزی فکر کنمـ ، فکر نمیکنمـ (!)
خوبه چون میره به دست فراموشی
بده چون یه جایی اون ته ذهنمـ میمونه و میمونه.
تا بلاخره یه روز بزرگ بشه و بیاد جلو چشمامـ
وقتی همه مشکلات با همـ میان ، اونمـ پیداش میشه و از پا درمـ میاره
میدونمـ ولی فعلا نه میخوامـ ، نه میذارمـ
کسی در موردش حرف بزنه و ناراحتمـ کنه
و خودممـ فراموشش کردمـ
هر دمـ از این باغ بری میرسد ، تازه تر از تازه تری میرسد :|
+ من ُ از اول همه جا ، نشوندن آخر کلاس | حالا میگن یه کاری کن | میگن حسابت با خد.اس :( |
میگمـ میبینی ما رو ؟! چرا خط زدی منُ از لیست سلامتی و خوشحالی و آرامش ؟! جا افتاده اسممـ ؟! چرا هی بد تر میشه حالمـ ؟! چرا همش یه جا میلنگه ؟! چرا از زمین ُ زمان برامـ میباره؟! خد.ایا به خد.ا خسته شدمـ ، کمـ آوردمـ ، نمیبینی زجه هامـ ُ ؟ نمیبینی حال بدمـ ُ ؟
از پسرا میپرسمـ فرض کن ،
میدونی یه دختر با یه پسر بوده چندین سال !!
اون وسطا همزمان میره با یه پسر دیگه ،
لو میره (!) اولی باهاش کات میکنه
با دومی که بوده ، میره سراغ سومی !!!
این دفه خودش با دومی کات میکنه
دومی میره به سومی همه ی جریانات ُ میگه ،
سومی همـ کات میکنه، از این جا رونده و از اونجا مونده میشه
دختره این وسطا تا اونجایی که من میدونمـ البته .
سینگل میمونه ، حدود ۷ سال
اون موقع ها همـ دومـ راهنمایی بوده و الان به اصطلاح بزرگ شده
میشه اینا رو گذاشت به حساب بچگیش؟!
میشه به این آدمـ اعتماد کرد؟
#ادامه رمز نداره
پ.ن : جهت توضیحات بیشتر بخوندیش :)
درباره این سایت