دیشب انقد حالمـ بد بود که همون ساعت ۱۰ خوابیدمـ ،
فرداش فهمیدمـ ساعت ۱ شب
دوستای همسر به بهونه تصادفِ کذایی برادر بنده
همسر ُ کشوندن پایین
تا به مناسبت تولد ۱۵ روز پیشش سوپرایزش کنن
صبح که بیدار شدمـ همه جا آرد ریخته بود
کف حموممـ آبی بود :|
یعنی نامردی نکرده بودن اول آرد ریخته بودن
بعد واسه محکمـ کاری کیک زده بودن
بعد با نخ شادی آبی دور تا دورُ تزیین کرده بودن :|
از لباسشمـ نگمـ براتون :|
+ امشبمـ مجبوریمـ با این قومـ مغول بریمـ بیرون :/
بعدا نوشتمـ : برنامشون کنسل شد و من بسیار خرسند از این که میتونمـ با دوستای خودمـ برمـ بیرون ُ پیتزا بخورمـ .


درباره این سایت